سیدتقی سیدی

بسم‌الله الرحمن الرحیم

 

کاش مى‌شد که حرف‌هایم را

روبروى تو، مو به مو بزنم

تا که آزرده‌خاطرت نکنم

باز باید به شعر رو بزنم

 

شعر، دنیاى کوچکى که در آن

تو براى همیشه مال منى

من، جواب سکوت مبهم تو

و تو زیباترین سوال منى

 

وَهم زیباى من سلام، کمى

بنشین باز پاى صحبت من

بنشین دردِ دل کنم با تو

حامى روزهاى غربت من

 

بنشین، شعر تازه دم کردم

باز هم تشنه‌ى شنیدن باش

روى یک قله رو به آغوشم

باش و آماده‌ى پریدن باش

 

تو در آغوش من؟ چه رویایى

حیف در شعر واقعیت نیست

عاقبت در مجاز مى‌میرم

بودنت حیف بى‌نهایت نیست

 

در کنار منى و تصویرت

در دل استکان نمى‌افتد

چای خود را بنوش عزیز دلم

حرف من از دهان نمى‌افتد

 

همه‌ی من براى تو، تو بخند

ترکمن‌چاى عهد ننگینی‌ست

عاه از سرزمین رفته، دلم

عاه با عین آه سنگینى است

 

ضربه‌اى سخت زد به احساسم

عشق، با این‌که حسن نیت داشت

رفتى و بعد رفتنت گفتم

آه پس مرگ هم حقیقت داشت

 

عشق یک واژه است بعد از تو

خانه‌ام از سکوت لبریز است

تو مبادا به فکر من باشى

فکر کردن به من غم‌انگیز است

 

خوب شد نیستى ببینى که

دوست‌دارت هنوز هم تنهاست

او که تکرار مى‌کند با خود

اشک، تنها سلاح بى‌کس‌هاست

 

مردهایى که خوب مى‌بینند

مثل من از بقیه پیرترند

خاطره‌هاى کمترى دارند

مردهایى که سر به زیر ترند

 

وهم من، بیش از این نمى‌خواهم

علت بغض و هق‌هق‌ات باشم

تو براى خودت کسى هستى

من نباید که عاشقت باشم

 

گرچه لبخند می‌زنى، بر عکس

سرد و بى‌اشتیاق مى‌افتى

لنگ پیچیدگی‌ست فعلِ شدن

ساده باش، اتفاق مى‌افتى

 

سیدتقی سیدی

 

 

* منبع:

صفحه‌ی اینستاگرام شاعر


مشخصات

آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین جستجو ها